خرید بک لینک

بنداول اکبرم که رفت،گفتم،قمرم هستدرکنارعلقمه،دیدم،کمرشکستماه هاشمی،بار،سفرببستای فرق تو،یافرق بابااین جسم تو،یاجگرمجتبیاین دست تو،یابازوی زهرا همه رویه جاخریدیغربت منوکه دیدیسوی خداپریدی وای قمرمبنددوم حیف این دست نبود،عباس،ببریده شدحیف این قدنبود،عباس،پاشیده شدحیف این چشم نبود،عباس،پاشیده شد هی روی زمین،نکش پاهاتوکوچیکترنکن،قدوبالاتوهی به هم نزن،داداش چشماتو اشک منوکه دیدیقدمنوکه دیدیسوی خداپریدیوای کمرم زده ای توصدا،من را،ادرک اخاآمدم علقمه،اما،خواهرم رابی توبی چاره ام،پاشو،دخترم را خوابیده ای و،دل تیره شدهنیزه برتن،توچیره شدهدشمن برحرم،بدخیره شده رقیه روکه دیدیدست به سرش کشیدیسوی خداپریدی وای خواهرم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف قربانی تاريخ: دوشنبه 10 بهمن 1401 ساعت: 11:43

هدیه به حضرت رباب صلوات شور احساسی حضرت علی اصغر لالالالا لالا لالا بخواب اروم گل پونه لالا لالا. لالا لا لا رباب خیلی پریشونه لالا لا لا. لا لا لا لا گل نازم شدی بی تاب لالا لا لا. لا لا لا لا عموتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف قربانی تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 15:56

حضرت علی اصغر (ع)

در حیرتم این تیر که #سقا را به شهادت رسوند

حالا چه بلایی سر اصغر آوَرَد

برچسب: نویسنده: یوسف قربانی تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 15:56

سلام را ماه محرم حفظ کردهپس روضه خواندن رکنی از ارکان دین است در "روضه" غرق نعمت پروردگاریمهیات "بهشت" کوچکی روی زمین است با معرفت در روضه هرکس مینشیندروز قیامت با پیمبر همنشین است با دستمال اشک خود مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف قربانی تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 15:56

ای آرامش جان من،دارد می وزد بوی توگرفتار نیزه ها شد،لبهای اذان گوی تو....واویلا لیلایی ترین،علیه دنیابرخیز و نخواب،میان صحرادشمن شادم ای،اذان گوی بابا ای جانم علی6 بودی شبه پیغمبر و،شدی تو شبیه مادراادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف قربانی تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 15:56

خون دل خوردم علی تاقدکشیدی به برم

چه کنم باتن کوچک شده ی غرق به خون

برچسب: نویسنده: یوسف قربانی تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 15:56

پس ابوالفضل علیه السلام روان شد، به امیدی که برگردد، به این سبب با برادر خود مثل سایر شهدا وداع نکرد ... امام علیه السلام به علم امامت میدانست که عباس میرود،برنمیگردد ... همین که چند قدم راه رفت، دید ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف قربانی تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 15:56

پدر بهش گفت اين هزارتا چسب زخم رو بفروش تا برات كفش نو بخرم!
نشست و با خودش فكر كرد، يعني بايد ارزو كنم هزار نفر بدنشون زخم بشه تامن كفش نو بخرم؟
بلند گفت:خدایا ولش كن همين كفش ها خوبه!

برچسب: نویسنده: یوسف قربانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:31

درمان که تویی درد و بلا می خواهم
ایوان طلا طلا طلا می خواهم
صحن رضوی جای خودش، اما من
یک پای پیاده کربلا می خواهم

برچسب: کربلا,خواهد, نویسنده: یوسف قربانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:31

اقاجان

زخم دل هجران زدگان را تو شفایی

درد غم بی نسخۀ ما را تو دوایی

عالم همه جا پر شده از تیرگی محض

ما گمشدگانیم و تو مصباح هدایی

مگذار که با ما همه عالم بستیزند

ما با همه گفتیم که تو صاحب مایی

سوگند به تنهایی تنهای مدینه!

تنها تو فقط منتقم خون خدایی

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۶ساعت 22:35 توسط Tohid |

برچسب: نویسنده: یوسف قربانی تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 2:50

صفحه بندی